شب چله: طولانی ترین شب سال در فرهنگ ایرانی

شب چله طولانی ترین شب سال نزد ایرانیان است. در فرهنگ ایرانیان و نیاکان ما عدد 40 مانند عدد شش و دوازده قداست خاصی دارد. واژههای «چله نشستن»، «چل چلی» و در طبرستان واژههای «پیرا چله، گرما چله» نشانه اهمیت این عدد در میان فرهنگ ایرانی است. آنها در اصل ماه را به 40 روز تقسیم کردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتی این روزها به 30 روز تغییر پیدا کرد و ماه 30 روزه شد.
همانطور که در شاهنامه آمده است:
«نباشد بهار و زمستان پدید
نیارند هنگام رامش نوید»
این بیت اشاره به گاه شماری سرزمینهای دیگر دارد. گاه شماری سرزمینهای دیگر برای بهار و فصلهای دیگر سرآغازی نداشتند و این نشان میدهد که گاه شماری ایرانیان همواره کاملترین گاه شماری بوده است. گاه شماری ایرانیان تا زمان دانشمند بزرگ خیام ادامه داشت. ما شب چله را جشن میگیریم تا یاد بزرگانی همچون خیام و نیاکان دورتر از خیام را گرامی بداریم.
رسوم خانوادگی و خوراکی های شب چله

در این شب معمولاً خانواده ها کنار بزرگان فامیل دور کرسی می نشینند و تا پاسی از شب را به خوش گذرانی می گذرانند. روی کرسی سینی بزرگی قرار می دهند و انواع خوراکی ها از میوه های مختلف انار، سیب، به، هندوانه، سیار میوه های خشک و انواع آجیل ها به مانند نخودچی، کشمش، قیسی، پرهلو، تون خشک را در آن قرار می دادند. در گذشته این جشن بسیار ساده برگزار می شد و از میوه هایی که در اختیار داشتند از یکدیگر پذیرایی می کردند. به مرور با تغییر سنت ها و سبک زندگی، به طور نمونه شلغم و لبو را هم تزیین می کنند. هم چنین با اجرای سرگرمی و بازی های ویژه، شور و هیجان مضاعفی به این شب می بخشیدند.
تفأل به حافظ و شاهنامه خوانی در شب یلدا

یکی از ویژگی های این شب تفال زدن به دیوان حافظ می باشد. زمـان تغییـر فصـل، زمـان مساعدی برای تفأل و پیشگویی نزد ایرانیان بود و چنانکه شواهد تاریخی نشان می دهد؛ احتمـالاً در شـب چلـه باسـتانی، آذرجشن، هم رسم تفأل برقرار بوده است. این رسم از قدیم نشان از اهمیت فرهنگ و سنن نزد ایرانیان می باشد که برای خوش یمنی و خوشبختی روی به تفال می آورند. البته در بعضی نقاط شاهنامه خوانی نیز صورت می گیرد.
رسوم عروس و داماد در شب چله

در نقاط مختلف ایران، رسوم مختلفی برای این شب اجرا می شود. از جمله در این شب خانواده داماد برای نوعروس شب چله ای می برند و پس از آنکه دختر به خانه همسر خویش می رفت؛ خانواده عروس برای زوج جوان، شب چله ای میبرند. در گذشته هدایایی برای عروس تهیه می شد و به همراه چندین صندوق میوه، هندوانه، مقداری آجیل، چند دست لباس زمستانه و اگر بضاعت مالی داشتند؛ انگشتر یا قطعه ای طلا برای عروس می بردند. روز بعد از شب چله مادر عروس، مقداری از میوه ها را بین اقوام تقسیم می کرد.
واژهشناسی یلدا و ریشههای آذر جشن

در خصوص واژه شناسی یلدا باید گفت این کلمه واژه ای آرامی در زبان فارسی به معنای میلاد است که در گویش های مسیحیان شرق به آن اشاره شده است. این واژه در گویش های آرامی از جمله سریانی مشترک است و به احتمال زیاد از گویش های آرامی شرقی رایج در ایران یا بین النهرین به زبان فارسی راه یافته است.
نکته جالب اینکه این واژه در متون ادبیاتی و تاریخی پیش از اسلام وجود ندارد. ظاهرا نخستین ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه در قرن 5 ه.ق به ان کلمه اشاره می کند که یلدا را جشنی مربوط به اعمال مسیحیان ملکایی در ماههای سریانی ذکر می کند. جشن آغاز زمستان ایرانیان، نه با میلاد حضرت مسیح ارتباطی داشت و نه با ایـزد مهـر یـا زایش خورشید.
مردمان در جشنی که آذرجشن نام داشـت و جشن آتش های خانه های مردمان در آغاز زمستان بود، آتش های بزرگ در خانه هایشان می افروختند و خداوند را ستایش بسیار می کردند. شب چله باستانی را باید قرینه جشن آغاز تابستان، یعنی آبریزگان، دانسـت. در روز آبریزگان مردمان بر سر و روی همدیگر آب می پاشیدند و به همان منظور آذرجشن را برای تعدیل فصل پیش رو، این بار برای مقابله با گرما و خشکی تابستان و در امان ماندن از آسیب های آن در نظر می گرفتند.
دلایل جـایگزین شدن واژه های «یلدا» و «شب چله» به جای «آذرجشن» را مـی تـوان تغییـر ذائقـه فرهنگـی ایرانیان و کنار رفتن آتش خانگی از کانون این جشن و تبـدیل آن بـه پدیـهای جـانبی در بیشتر صورت های مرسوم دانست. رایج نبودن واژه آذر در بسیاری از گـویش هـای ایرانـی جدید هم ظاهراً راه را برای تعابیر عامیانه نام قدیم این جشن و رشد و گسترش داستان ها و مراسمی همچون چله زری باز کرده است.
نویسنده: پیمان باقری

خیر